..: اضطرار :..
... ادامه
در مرتبه اول که سعادت خواهی است ، اگر انسان به این توجه رسید که توانست ادامه وجود و ارتباط خودش را با عالم ببیند و خوشی خودش را هم بخواهد، محتاج به انبیا می شود .
از اینجا اضطرار به انبیا شروع می شود و انبیای درجه به درجه او را رشد می دهند تا جایی می رسد که فانی در خدا می شود و دیگر خود و سعادت ابدیش برای او مطرح نیست ، بلکه ولی خدا را بیش از سعادت خود دوست می دارد . این تعلق عامل حرکت و تبعیت از ولی می شود که البته این مرحله اخلاص است؛ اینجاست که فرد را حرکت می دهند و به او نشان می دهند که او بیش از دنیاست و بیش از دنیا می تواند لذت ببرد .
این قدم اول است یعنی انسان را از دنیا فارغ می کنند و نه حس و نه عقل نمی توانند راه صحیح راه به او نشان دهند .
گام دیگر این است که انسان به جایی می رسد که حب ولی را پیدا می کند و دیگر دنبال حب و کمال خودش نیست در اینجا فرد تلاش می کند طبق خواسته محبوب عمل کند .
این فرد هم اضطرار به ولی دارد اما اضطرار او با فرد قبلی فرق دارد او ولی را برای بهشت می خواهد اما این برای عبادت و پرستش .
موضوع حب عوض می شود که درجه اش بالاتر است . بهشت مرتبه نازله ولایت الهیه است اما اینجا خود ولی الله را می خواهد نتیجه این تعلق رسیدن به بهشت است و نتیجه تعلق به قرب به ولی خداست .
· در اصول کافی در باب اضطرار الی الحجه از ابی عبدالله(ع) سوال می شود : چگونه رسالت انبیا را اثبات می کنید ؟
می فرمایند : اگر کسی اینها را قبول نکرده دیگر با ما همراه نیست . چنین انسانی دنباله رو انبیا نمی شود . اگر او خلق کرده حتما بین خودش و این عباد هم یک واسطه هایی گذاشته که آنها را به مصالح شان رهنمون می سازند.
· یونس بن یعقوب از امام صادق(ع) روایت دارد : مردی از اهل شام و کلام خواست با امام مباحثه کندامام او را به هشام بن حکم ارجاع داد.
از او پرسید : آیا خدای متعال نسبت به خلق و مخلوقاتش مهربان تر است و مصالح آنها را می خواهد یا خودشان ؟
پاسخ داد : خدای متعال
پرسید : مگر خدای متعال برای اینها چه کرده ؟
گفت : حجتی برای آنها قرار داده است .
آنگاه پرسید : این حجت کیست ؟
جواب داد : رسول خدا .
هشام پرسید: پس از رسول خدا ؟
گفت : کتاب و سنت .
در ادامه هشام گفت : در قرآن اختلاف می شود آنچه که جای اختلاف در او نباشد و سخنش روشن باشد ؟
اینجا مرد شامی سکوت کرد !
این روایت گویای نیاز به انبیا واثبات و لزوم وجود خلیفه خداوند بر روی زمین است که هر انسانی اگر به فطرت خود رجوع کند و حجاب هایی را که مانع فهم او می شود را کنار زند قطعا به الزام و اضطرار به ولی خواهد رسید