«تقیه» به معناى خشیت و ترس است. تقیه - نزد برخى از فرقههاى اسلامى: پوشاندن حق براى حفظ جان در حکومت مخالف است و اظهار آنچه خلاف باور است تا اعتقاد باطنى آشکار نشود.
در نزد ما معناى روشن تقیه در لغت همان محافظت و نگهدارى چیزى از ضرر و زیان، است.
پوشاندن دین و مذهب از روى ترس را تقیه مى گویند.
بندگانى هستند از خدا بى خبر، محارب با خدا و رسول و مؤمنان، گاهى مى شود که مؤمنى در تنگنایى قرار مى گیرد، و نمى تواند شکنجه ها را تحمل کند. در چنین حالتى خداوند متعال اجازه مى دهد، براى حفظ جان، مال و آبروى خود کلماتى را بر زبان بیاورد که از دست ظالمان و دشمنان نجات بیابد، و این نجات یافتن، به کمک دو چیز انجام مى گیرد:
1. تقیه; 2. توریه.
محمد باقر مجلسى می فرماید: در دل اعتقاد راستین داشته باشد و در پنهانى بر حکم اصلى عمل نماید; اما نزد مردم، نه عقیده را ظاهر کند و نه عمل صحیح را.
اهل سنت تقیه را جایز مى دانند، بنابراین اگر کسى تقیه نکند و کشته شود، رخصت دارد. از دیدگاه آنان فقط در حالت اضطرار مى توان تقیه کرد، مانند خوردن گوشت خوک، این در حالى است که امامیه اضطرار را شرط نمى دانند.
صیانت نفس شیعیان، همواره روحیه استقلالطلبی و استعداد قیام بر ضد حکومتها را در آنها حفظ کرد و به همین جهت در شیعه، بیش از سایر فرقهها یا گروههای سیاسی- اجتماعی، قیام بر ضد حکومتها رخ داده است. البته رهبری تشیع، هیچگاه مصالح و مفاسد شیعه را فراموش نمیکرد. امامان در دو مورد به شیعیان اجازه همکاری با حکومتها را دادند:
1- رعایت منافع شیعیان و رفع ستم از آنها و احقاق حق و ابطال باطل
2- در حالت اجبار و اضطرار و تقیه
مرحوم دکتر حمید عنایت با نگاهی روانشناسانه به انتظار میگوید: نظریهای تاریخی وجود دارد که به طور بالقوه زمینهساز فرضیه انقلاب میتواند باشد. اول عقیده به غیبت است. بر این اساس که امام دوازدهم حضرت مهدی در سال 893 ناپدید شده و در نهایت جهت ایجاد عدالت در دنیا ظاهر میشود. به طور اصولی، شیعه متوجه شده است بین این دو تاریخ، عدالت واقعی در دنیا وجود ندارد، که به طور بالقوه نظریهای انقلابی است. شاید به نظر برسد که تقیه، نمادی محافظهکارانه از تشیع است، حال آنکه وقتی به متون دینی شیعه مراجعه میکنیم، تقیه همان اصل مخفیکاری انقلابی است. در متون دینی، تقیه سپر مومن معرفی شده است. سپر یکی از ابزار جنگجو است و الا فرد معمولی به سپر نیاز ندارد.
امام صادق علیهالسلام به یکی از یارانش به نام ابوجعفر بن نعمان، از افشای سر شیعیان گله میکند و میگوید: «پدرم میگفت چه چیزی بیشتر از تقیه مایه چشم روشنی است؟ راستی که تقیه سپر مؤمن است. پیروزی نصیب کسی میشود که در حکومت باطل لب فرو بندد و بر شکنجه و اذیت و استقامت ورزد000 به خدا قسم این امر(پیروزی (سه بار نزدیک شده بود، اما شما آن را افشا کردید و خداوند آن را به تأخیر افکند. به خدا قسم، هیچ سری نبود مگر این که دشمنانتان نسبت به آن آگاهتر بودند.»
بطور کلی شاید بتوان تقیه را به چهار قسم کلی تقسیم کرد که ازین چهار قسم یک قسم آن حرام وبقیه اقسام بعضی واجب و بعضی مستحب و مطلوبند.
قسم اول:تقیه حرام ، خوفی، کتمانی، مداراتی
در اینجا منظور از تقیه خوفی است:و معنای این نوع تقیه این است که در اثر یک عمل صحیح ومباح شرعی جان یا مال یا ناموس شخص یا دیگران به خطر بیافتد که در این صورت باید از انجام آن عمل خود داری کند وعملی مطابق با مذهب مخالفین انجام دهد والبته این نکته مورد دقت هست که در صورت ترک آن عمل اساس دین در معرض خطر نیست.
نکته مهم در این قسم از تقیه این است که مختص به حال اضطرار و اکراه است .
« من کفر بالله من بعده ایمانه إلا من أکره و قلبه مطمئن بالایمان» ( نحل آیه 106)
هر کس پس از ایمان به خدا کافر شود گرفتار غضبی از جانب خدا و عذاب عظیمی خواهد شد مگر کسی که او را مجبور به اظهار کفر کنند در حالی که دلش آرام به ایمان است.
بنابر نقلی این آیه در مورد جماعتی از جمله عمّار یاسر و پدر و مادر او و عدهای دیگر نازل شده است. این جماعت مجبور به اظهار کفر شدند و در این میان پدر عمار و مادر او از این اظهار خودداری کردند و شهید گشتند لیکن عمار آنچه را که مشرکین در ظاهر میخواستند، اظهار نمود. سپس این جریان را به پیامبر خبر دادند و به پیامبر عرض کردند که عمار کافر شده است آنگاه خداوند این آیة شریفه را نازل فرمود.
« لا یتخذ المؤمنون الکافرین أولیاء من دون المومنین ومن یفعل ذلک فلیس من الله فی شیء الا أن تتقوا منهم تقاة و یحذرکم الله نفسه و الی الله المصیر»( أل عمران 28)
مسلمانها نباید کفار را سرپرست خود قرار دهند و هر کس چنین کاری را بکند هیچ گونه ارتباطی با خداوند ندارد مگر آنکه از آنها بترسد و تقیه کند و خداوند شما را از مجازات خویش برحذر میدارد و بازگشت بسوی او است.
در روایت صحیحه ازامام باقر (ع)روایت شده:
· «التقیة فی کل شی یضطر الیه ابن آدم فقد احله الله. »
تقیه درهر چیزی است که فرزند آدم به آن اضطرار پیدا میکند و براستی خداوند آنرا جائز و حلال قرار داده است.
در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام است که فرمود:
· کل شی خاف المؤمن علی نفسه فیه الضرر فله فیه التقیه.
هر چیزی که مؤمن ترس ضرر در آن برای خودش داشته باشد، پس برای او است تقیه در آن.
و از امام صادق علیه السلام مروی است که فرمود:
· لیس شی مما حرم الله الا و قد احله لمن اضطر الیه
هیچ چیزی از محرمات الهی نیست مگر آنکه برای انسان مضطر خداوند حلال فرموده است.
در صحیحة زراره امام باقرمیفرماید:
· «التقیّة فی کل ضرورة و صاحبها اعلم بها حین تنزل به
در هر ضرورتی تقیّه است و کسی که دچار تقیه است آگاهتر است به ضرورت هنگامی که تقیه بر او وارد میشود.
همچنان که این حدیثشریف قانون عمومى رفع مسئولیت را از فردى که در اضطرار و اجبار قرار گرفته به اثبات مى رساند، در بیان رسول اکرم(ص) یعنى «لاضرر و لاضرار» حکم رفع ضرر از جان، مال و آبرو را نیز مىیابیم، آن گاه که رفع واقع با اظهار موافقتبا وضع سیاسى یا فکرى و مانند آن که خطرى واقعى بر جان و مال و آبرو متوجه شود، ممکن باشد و تا وقتى که قلب به حق مطمئن و بر ایمان و اخلاص براى خدا ثابتباشد.
از رسول اکرم(ص) روایتشده که: «نه چیز از امت من برداشته شد. [به سبب آن عقوبت نمىشوند]، اشتباه، فراموشى، بر آنچه به اجبار واداشته شوند، آنچه را آگاهى بدان ندارند، آنچه را قدرت انجامش را ندارند، در آنچه اضطرار پیدا کنند، حسد [آرزوى زوال نعمت از فردى و برخوردار شدن خود او از آن نعمت را حسد گویند]، فال بد زدن و گمان و فکر بد براى دیگران تا وقتى بر زبان نیاورده است. (13)
گاهى به ذهن بعضى افراد که از مفاهیم قرآنى در نظام قانونگذارى اسلام در مراعات ارتباط میان احکام و مواضع شریعت و واقعیت موجود، آگاهى تمام ندارند، متبادر مىشود که تقیه نوعى طرز فکر است که مسلمان را به فردى سازگار با واقعیت موجود بدل مىکند، گرچه در شرایط موجود، ستم و فساد و گمراهى حاکم باشد. تقیه نوعى تربیت است که نتیجهاش دوگانگى در شخصیت و توافق ساختگى است و فرد را به نفاق مىکشند، و به آنچه پیرامون اوستخشنود مىسازد، و زیر پوشش ترس از جان و مال و کرامت انسانى از رویارویى با ستم و مبارزه با فساد و گمراهى رو برمىتابد. اما هدف تقیه کاملا برخلاف چنین نگرش و برداشت است. تقیه در قانون اسلام وضع شده تا به مسلمان در موقعیتهاى قهر و ارعاب فکرى و فضاى انحراف و گمراهى تحمیل شده بر او، نیرو ببخشد. تقیه وضع شده تا به دور از چشم نیروهاى مسلط و حاکم، امکان ایستادگى و کوشش در جهت دگرگون کردن اوضاع موجود را براى مبارزان فراهم آورد. پس تقیه به یک مفهوم مخفى نگاه داشتن و رازدارى در مبارزه سیاسى و فکرى است که هرگز قدرتمندان گمراه و قواى درگیر با حق از آن خشنود نیستند.
مفهوم تقیه وجوب امر به معروف و نهى از منکر را از میان نمىبرد و بلکه اقدام و عمل فرد و گروهى که فساد سیاسى و فکرى را مشاهده مىکند و قدرت ابراز برخورد با آن را ندارد به فعالیت زیرزمینى و ایجاد آمادگى به دور از چشم زورمندان، تبدیل مىکند و هر گاه قدرت براى تغییر وضع موجود فراهم شود مبارزه علنى براى دگرگون کردن ساختار سیاسى، فکرى و اجتماعى مبتنى بر شیوه و دعوت قرآن، اعلام مىشود.
هرگاه در راه دفاع از حق حاکمیت اسلام بذل مال و جان ثمربخش باشد جانفشانى واجب است و تقیه جایز نیست، زیرا از اهداف جهاد با مال و فکر و جان و نیز امر به معروف و نهى از منکر مقابله با شرایط غیرطبیعى جامعهاى است که انسان مسلمان در آن زندگى مىکند. اگر همکارى و به عهده گرفتن مسؤولیت در نظام جائر و فاسق نابودى اسلام و خونریزى در پى داشته باشد فقه اسلام این همکارى را حرام کرده، گرچه عدم همکارى سبب نابودى جان و مال او شود.
به همین دلیل در بیان امام باقر(ع) آمده است: «هرگاه مبارزه منجر به ریخته شدن خون شود تقیه جایز نیست.» یعنى مسلمان تحتستم و مجبور حق دارد در شرایط اجتماعى و توام با رعب و وحشت همکارى با نظام حاکم را در محدوده دفع ضرر بزرگتر از خود نسبتبه ضرر کوچکتر بپذیرد، اما هر گاه پذیرش و همکارى با چنین نظامى ریختن خون دیگران و نابودى اسلام را در پى داشته باشد به مسلمان اجازه همکارى با طاغوت و ستمگر داده نمىشود، هر چند نپذیرفتن وى به کشته شدن و ریخته شدن خونش و مصادره اموالش منتهى شود.
خلاصه آن که در تعریف تقیه روشن مىشود که تقیه یکى از قوانین اسلامى است که در عصر رسالت رسول خدا(ص) تشریع شده و در کتاب آسمانى و سنتبه صراحت آمده است. براى آن علل و انگیزههاى عمل در طول حیات بشر وجود داشته و همانهاست که ائمه اهلبیت(ع) به آن دعوت کردهاند و در حرکت انقلابى خود در عمل به تقیه خاطرنشان ساختهاند که هدف از آن مقابله با نظام سیاسى ستمگر و برخورد با انحراف از خطمشى قرآن و ارزشهاى آن بوده است و چنان که بعضى از مردم گمان کردهاند، تقیه بدعت تفکر شیعى و از ویژگیهاى این مکتب نیست.
منابع:
قرآن کریم
دکتر رضا دهقانی .فرهنگ ایرانی- اسلامی ایرانیان(شیعه، مکتبی انقلابی)
رساله تقیه مداراتى. محمد فاضل لنکرانی
وسائل الشیعه کتاب امر بالمعروف و النهی عن المنکر، باب 25، ج2.
شیخ صدوق، خصال، باب 98، ص417




